ابوالقاسم شاكر

68

تاريخ تشيع در ايران (فارسى)

ايرانى الگوى خود را در چنين حاكمى يافت و او را خليفه به حق مسلمانان دانست و از مدعيان دروغين بيزارى جست . عدالت اجتماعى على ( ع ) برترين انگيزهء دشمنى موالى با نظام طبقاتى بنىاميه و طرفدارى از خاندان على ( ع ) شد كه به نمونه‌هايى اشاره مىشود : همين كه اسيران ايرانى وارد مدينه شدند ، عمر اراده كرد زنان آنها را بفروشند و مردانشان را برده عمومى عرب قرار دهند تا در طواف كعبه ، افراد عليل و ضعيف و پيران فرسوده را به دوش بكشند و طواف دهند . حضرت على ( ع ) فرمود : پيامبر خدا فرمود : بزرگان هر قوم را گرامى داريد ، هر چند مخالف شما باشند ، و مردم ايران گرامى و محترم هستند و خود تسليم شده رو به ما آورده‌اند و در اسلام به رغبت وارد شده‌اند . من سهم خود و بنىهاشم را به خاطر خدا آزاد كردم . مهاجر و انصار هم گفتند : ما هم حق خود را به تو بخشيديم ، اى برادر رسول خدا ( ص ) ، امام فرمود : بارخدايا ! شاهد باش كه آنان بخشيدند و من هم قبول كردم و آزاد نمودم . عمر گفت : « على بن ابىطالب پيش افتاد و امتى را برد و تصميم مرا درباره عجمها در هم كوبيد . » « 1 » گروهى از موالى به حضور اميرمؤمنان شرفياب شدند و از اعراب شكايت كردند و گفتند : رسول خدا هيچ گونه تبعيضى ميان عرب و غير عرب در تقسيم بيت المال و يا در ازدواج قائل نبود ، بيت المال را به طور مساوى تقسيم مىكرد و سلمان و بلال و صهيب در عهد رسول خدا با زنان عرب ازدواج كردند ، ولى امروز اعراب ميان ما و خودشان تفاوت قائلند . حضرت على ( ع ) از شنيدن اين سخن ناراحت شد ، و با اعراب در اين زمينه به گفتگو پرداخت اما مفيد واقع نشد و فرياد كشيدند : ابداً ممكن نيست ! على ( ع ) در حالى كه از اين جريان خشمناك شده بود ، به ميان موالى آمد و گفت با كمال تأسف اينان حاضر نيستند با شما مساوات پيش گيرند و مانند يك مسلمان مساوى الحقوق رفتار كنند . من به شما توصيه مىكنم بازرگانى پيشه كنيد و خداوند به شما بركت خواهد داد . « 2 »

--> ( 1 ) . همان ، ص 691 . ( 2 ) . همان ، ص 692 .